وعده ديار يار است و ما بي قرار

از فردا شب وعده ديدار آغاز ميشه، نميدونم اسم من هم هست يا نه؟ نميدونم توي شمار ملائك من از قلم مي افتم يا نه؟ آيا به من هم كسي خوش آمد ميگه يا نه؟ آيا اصلا بين خودشون من رو هم راه مي دهند يا نه؟ تمام اين سوالها دلم رو عاصي كرده؟ عقلم رو نه، دلم رو... چون تمامش كار دل است و بس.

دلم خيلي هوايي شده ...دلم لك زده واسه يك مناجات نيمه شب... دلم لك زده واسه سحرهاي اعتكاف

دلم لك زده واسه همه دل كندن ها ..... دلم لك زده واسه صوت زيباي قاري اعتكاف .... دلم واسه مسجد و اون حوض آبيش تنگ شده....

خدايا ببين اين همه دلتنگيها واسه اومدن به ميهماني توستتتتتتتت، كمك كن خوب مهماني باشم واست..كمكم كن كه بعد از سه روز راضي باشي ازم... كمكم كن هميشه همينطور بمونم واستتتت

آمين يا رب العالمين


 

نوشته شده توسط یه آسمونی در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 9:11 موضوع | لینک ثابت